محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
304
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
رخت بربست . گويندگان بگويند و نوحهسرايان نوحهسرايى كنند . ما از خدائيم و به خدا بازمىگرديم و اين در كتاب تقدير خداوندى مسطور بوده و خدا هرچه خواهد همان شود » « 18 » . المقرى بخشى از نامهاى را نقل مىكند كه نويسندهء آن به مسيحى شدن مسلمانان اندلس اشارت مىكند : « نهتنها از يك طريق و نهتنها از يك فريق شنيديم كه مردم اندلس گرفتار محنتى شدهاند كه در گذشته هيچ ملتى بدان گرفتار نيامده است . از اين قرار كه اگر به كفر اقرار نكنند طعمهء تيغ هلاك خواهند شد . و از مردم غرناطه شروع كردند بخصوص از روستاها زيرا اولا جمعيت كم بود ثانيا مردم آن نواحى به سبب اختلاف اجناس از عصبيت عارى هستند . و مسيحيان مىدانند كه مسلمانانى كه در آنجا ماندهاند ، پس از آنكه ايشان را خلع سلاح كردند و سنگرهايشان را گرفتند جز اسيرانى در دست ايشان نيستند . جماعتى را نيز به خروج و جلاى وطن وادار كردند و چون ديگر در مسلمانان توانى نماند ، آن طاغيهء ملعون همهء معاهدات خود را نقض كرد و براى غدر و فريب آنان مواد ديگرى پيشنهاد نمود . . . الح » « 19 » . در روايت ديگر قضيهء مسيحى كردن مسلمانان غرناطه بدينگونه وصف شده است : طاغيهء قشتاله و آراگون بر غرناطه ضربتى سخت نواخت و كسانى را كه در آنجا مانده بودند مجبور كرد كه كافر شوند . نخست بالهاى پروازشان را گسيخت و نيروى رزمشان را در هم شكست . آنگاه سپاه خسران مدارش در سراسر اندلس به حركت درآمد . طاغيه غرق در غرور و مباهات به كفر خود مىخرامد و حال آنكه اختران فروزان اسلام در اندلس افول مىكنند و رسوم و آيين آن منطمس مىشود . اگر ببينيد كه كفر
--> ( 18 ) . اخبار العصر ص 54 و 55 و 56 . ( 19 ) . ازهار الرياض ج 1 / ص 69 ، 70 ، 71 .